قرآن، كتابي است كه محتواي بلند و جامع آن حتي غير مسلمانان را نيز شگفت زده نموده است به گونه كه ماكس منين، شرق شناس معاصر مي گويد:

« قرآن تنها يك كتاب ديني نيست، بلكه كتاب اخلاق و اصول سياست و اجتماع و راهنماي روزمره انسان مي باشد.»(1)

اما به راستي قرآن چگونه كتابي است؟

براي يافتن پاسخ، سوال مورد نظر بايد به خود قرآن مراجعه كنيم و ببينيم كه قرآن خودش را چگونه معرفي نموده است.

وقتي تحقيق را با اين رويكرد، آغاز مي كنيم، به آيات فراواني بر مي خوريم كه قرآن را معرفي نموده اند. كه در اين قسمت تنها به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

1 - «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ»(2)

اين (قرآن) سخنى است كه حقّ را از باطل جدا مى‏كند.

علامه طباطبايى(ره) در ذيل این آيه شریفه مى فرمايد:

«قرآن سخنى جدا سازنده بين حق و باطل است... آنچه را قرآن ثابت مى‏كند حق محض است، كه شكى در آن نيست، و چون حق است هيچ باطلى نمى‏تواند آن را باطل سازد، و هر باطلى در صدد ابطال آن برآيد باطل بدون ترديد است.»(3)

2 - «وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذيراً» (4)

و ما قرآن را بحق نازل كرديم و بحق نازل شد و تو را، جز بعنوان بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده، نفرستاديم‏.

«قرآن كتابى است كه به حق از ناحيه خداوند نازل شده است و در تمام مسير ابلاغ چه در آن مرحله كه واسطه جبرئيل بوده، و چه در آن مرحله كه گيرنده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود، در همه حال آن را از هر نظر حفظ و حراست فرمود و حتّى با گذشت زمان دست هيچ گونه تحريف به دامانش دراز نشده و نخواهد شد، چرا كه خدا پاسداريش را بر عهده گرفته است.»(5)

3 - «إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ  لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ» (6)

و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است.

قرآن «كتابى است که كه هيچ كس نمى‏تواند همانند آن را بياورد و بر آن غلبه كند، كتابى است بى‏نظير، منطقش محكم و گويا، استدلالاتش قوى و نيرومند، تعبيراتش منسجم و عميق، تعليماتش ريشه‏دار و پر مايه، و احكام و دستوراتش هماهنگ با نيازهاى واقعى انسانها در تمام ابعاد زندگى.

(آيه 42) سپس به توصيف مهم و گويايى در باره عظمت اين كتاب آسمانى پرداخته، مى‏گويد: «هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو، نه از پشت سر، به سراغ قرآن نمى‏آيد. (لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ).

يعنى نه تناقضى در مفاهيم آن است.

نه چيزى از كتب و علوم پيشين بر ضد آن مى‏باشد، و نه اكتشافات علمى آينده با آن مخالفت خواهد داشت.

نه كسى مى‏تواند حقايق آن را ابطال كند، و نه در آينده منسوخ مى‏گردد.

نه در معارف و قوانين و اندرزها و خبرهايش خلافى وجود دارد و نه خلافى بعدا كشف مى‏شود.

نه آيه و حتى كلمه‏اى از آن كم شده، و نه چيزى بر آن افزون مى‏شود، و به تعبير ديگر دست تحريف كنندگان از دامان بلندش كوتاه بوده و هست.»(7)

۴ - «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ»(8)

(قرآن) كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد.

اينكه در قرآن كريم هيچ گونه شك و ترديدي راه ندارد « اين يك ادعا نيست بلكه منظور اين است كه محتواى قرآن آن چنان است كه خود شهادت بر حقانيت خويش مى‏دهد، و "همچون طبله عطار است خاموش و هنرنماى" و به تعبير ديگر: آن چنان آثار صدق و عظمت و انسجام و استحكام و عمق معانى و شيرينى  و فصاحت لغات و تعبيرات در آن نمايان است كه هر گونه وسوسه و شك را از خود دور مى‏كند، و مصداق "آنجا كه عيان است چه حاجت به بيان است" مى‏باشد. جالب اينكه گذشت زمان نه تنها طراوت آن را نمى‏كاهد، بلكه با پيشرفت علوم و برداشته شدن پرده از روى اسرار كائنات حقائق قرآن روشنتر مى‏گردد، و هر قدر علم به سوى تكامل پيش مى‏رود درخشش اين آيات بيشتر مى‏شود.»(9)

…………………………….

پي نوشت ها:

(1) مجله زمزم معارف، (نشريه داخلي مدرسه عالي فقه و معارف اسلامي) شماره 11، ص 28. به نقل از: لبيب بيضوي، الاعجاز العددي في القرآن، موسسه اعلمي، 2514، ص 88 – 90.

(2) طارق 14 – 13.

(3) ترجمه الميزان، ج‏20، ص: 433.

(4) اسراء، 105.

(5)برگزيده تفسير نمونه، ج‏2، ص: 676.

(6) فصلت 42 – 41.

(7) برگزيده تفسير نمونه، ج‏4، ص: 316 – 315.

(8) بقره، 2.

(9) تفسير نمونه، ج‏1، ص: 66 – 65.