سرگذشت قوم حضرت لوط (ع).
قوم لوط نیز پیامبران خود را تکذیب کردند هنگامی که پیامبر مهربان آنها لوط به ایشان فرمود آبا خدا ترس و پرهیز کار نمی شوید
من برای شما پیامبری امین و خیر خواه هستم از خدا بترسید و راه اطاعت وی را در پیش گیرید و من از شما اجری برای رسالت خود نمی خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم چرا این عمل زشت را با مردان انجام می دهید
زنان را که خداوند همسر شما و برای تمتع ومقاربت آفریده رها می کنید پس شما مردمی نابکار و تجاوز کار هستید
قوم لوط در جواب پیامبرشان گفتند اگر از این پس دست از این گفتار بر نداری ترا از شهر برون خواهیم کرد
حضرت لوط به ایشان گفت من خود دشمن این کار زشت شما هستم خداوندا من و خانواده ام را از مجازات این کار زشت و ناپسند که قوم من روا می دارند برحذر دار
پروردگار فرمود ما لوط و خانواده اش را از عذاب نجات دادیم و آنگاه همه قوم او را به خاک هلاکت بیفکندیم و نابود نمودیم
لوط پیامبر برادر زاده حضرت ابراهیم بود و ساره همسر ابراهیم را خواهر وی نامیده اند او در کودکی به حضرت ابراهیم ایمان آورد و خداپرست شد
در سوره عنگبوت آیه 26 آمده است ککه از نزدیکان ابراهیم برادرزادهاش لووط ره او ایمان آورد هنگامیکه ابراهیم از قوم خود ناامید گردید و دریافت که آنها از بت پرستی دست بردار نیستند گفت
من از این دیار شرک خارج می شوم و به سوی پروردگارم هجرت می کنم در حقیقت خداوند بر همه مخلوقات خود برتری دارد و به آسانی می توند از دشمنانش انتقام بگیرد ولی احکامی را بار هدایت ایشان از روی دلیل و حکمت قرار داده است
گویند لوط پیامبر مردی متوسط قامت و با رویی سبزه بوده است که اندامی تنومند و بازوانی قوی داشته و در تفاسی رآمده است که در هنگام تولد مختون بوده است
از خصوصیات وی سخاوت مهربانی و مهماندوستی می باشد وی با عمویش ابراهیم از بابل هجرت کرد و در حبرون که شهری در سرزمن شام است و در نزدیکی بیت المقدس قار دارد زندگی می کرد
نام مبارک حضرت لوط بیست و سه بار در قرآن کریم تکرار شده است و در سوره های انعام اعراف تحریم مافات شعرا حج انبیاء حجر نام وی آورده شده است
بعد ها حضرت لوط به شهر سدوم که از شهر های شام بود رفت تامردم آنجا را به خداپرستی و وحدانیت دعوت نماید
اهالی سدوم مردمی ناپاک و خدانشناس بودند که از انجام هرگونه گناه و معصیتی رویگردان نبودند
آنها از راه دزدی و راهزنی روزگار می گذراندند و به پند و اندرز هیچ صالحی گوش نمی دادند
روح و جسم مردم این شهر دچار گناه و جنایت شده بود تا آنجا که علاوه بر دزدی و راهزنی برای دفع شهوت از مردان استفاده می کردند و به زنان توجهی نداشتند
آنها کاروانیانی که در راهزنی و غارت اسیر می نمودندبهداخل سدوم می آوردند پیران و زنانشان را می کشتند و از پسران و مردان جوانبرای دفع شهوت خود استفاده میکردند
آنها برای عمل کثیف و غیر انسانی خود هیچ کونه پرده پوشی نمی کردند و اینکار را به طور مخفی انجام نمی دادند بلکه آنرا در روز روشن و در حضور دیگران انجام می دادند و شرمی از کسی نداشتند
پروردگار هنگامی که قوم لوط را غرق در گرداب گناه مشاهده کرد لوط را به پیامبری ایشان مبعوث کرد تا شاید بتواند قوم خویش را به صراط مستقیم راهنمایی کند
و ار عذاب الهی محفوظ دارد لوط پیامبر تبلیغات خودرا در بین مردم سدوم گسترش داد و رسالت خود را در بین آنها آشکار کرد
او قوم لوط را از غذاب الهی که در انتظارشان بود می ترسانید و به آنها پند و اندرز می داد و ایشان را راهنمایی میکرد
در قرآن کریم آمده است زمانیکه لوط پیامبر به مردم شهر سدوم گفت شما گناه بزرگی را که همانا عمل شنیع لواط است انجام می دهید کاری که هیچ کس تا این زمان آنرا انجام ندادهاست این چه کار بد و نکوهیده است که شما آنرا عادت خود ساخته اید
بامردان و پسران به عمل شنیع لواط مشغول می شوید راهزنی می کنید و مسافران را غارت می کنید و در مجالس لهو و لهب خود از کارهای ناشایست خودبه نیکی یاد میکنید
قوم لوط به او جوابی ندادند جز اینکه با غرور از وی خواستند اگر راست می گویی عذاب خدایت را بر ما بفرست گرچه می دانیم تو دروغگوی بی شرم هستی
لوط پیامبر قوم خود را به خداپرستی و توحید دعوت می فرمود و آنها را از ارتکاب به عمل شنیع لواط برحذر داشت و به آنها میگفت
ای مردم نادان چر ا به این کار زشت رو می آورید کاری که باعث قطع نسل شما میگردد وکاهش جمعیت آنرا باعث می شود و علاوه برآن بیماری های فراوانی را برای شما به ارمغان می آورد اما آنها باز هم به سخنان پیامبرشان اعتنایی نکردند و در قوم لوط شهر سدوم نه تنها مردان با پسرانبه این کار ناپسند مشغول بودند بلکه زنان نیز با دختران دفع شهوت می کردند
داستان لوط در قرآن
در قرآن کریم آمده است که لوط به حضرت ابراهیم ایمان آورده بود و خوداو هم به رسالت برگزیده شدتا مردم سدوم را هدایت نماید
اما قوم ا و تبهکار و زشت افعال بودند که برای تسکین شهوت خویش از هم جنسان خود استفادهمی کردند و در حضور دیگران از این کار ناپسند رویگردان نبودند
به همین جهت پروردگار تصمیم گرفت تا عذاب خویش را برآنها فرود آورد و این قوم پلیدو نابکار را از صفحه روزگار محو نماید
فرستادن فرشتگان
به همین جهت از طرف خداوند فرشتگانی مامور شدند تا عذاب لهی را ب قوم لوط فرود آوردند
فرشتگان پیش از اینکه به شهر سدوم و محل سکونت قوم لوط بروند به نزد ابراهیم پیامبر رفتند ابراهیم نبی بعد از اینکه آنها رادید گمان کرد انها مهمانان او هستند
به همین جهت ایشان را به داخل منزل خود دعوت کرد ودر هنگام ظهر برایشان غذا آورد ولی فرشتگان از خوردن غذا خودداری کردند
ابراهیم نبی دریافت که مهمانانش بشر نیستند به همین جهت دچار ترس و وحشت شد و به آنهاگفت شما کیستید ؟
فرشتگان به او گفتند ای ابراهیم از ما هراسی به دل راه نده ما میدانیم کهتو در آرزوی فرزند هستی به همین علت به تو بشارت می دهیم کهبه زودی فرزندی نیک صورت و نیک سیرت خواهی داشت .
ابراهیم از کلا م ایشان خوشحال شد وبه آنها گفت تا چند روز ی در منزل او بمانند ولی فرشتگا ن به او گفتند ای ابراهیم ما ماموریتی بزرگ داریم که باید هرچه زودتر آنرا به انجام رسانیم و آن عذابی است که می بایست قوم لوط و مردم شهر سدوم را به آن دچار سازیم
در قرآن کریم آمده است
چون رسولان ما اعزامی به ابراهیم تولد اسحاق را بشارت دادند بعد از بشارت تولد اسحاق به ابراهیم گفتند به ما از جانب خداوند فرمان داده شده تا مردم لوط را هلاک کنیم که در حقیقت آنها قومی ظالم و گناهکارند
در این هنگام ابراهیم نبی از فرشتگان خواست تا کار خود را تعجیل نمایند و عذاب قوم لوط را به تاخیر اندازند شاید می خواست در پیشگاه خداوند از قوم لوط شفاعت کند
البته یکی از دلایل نگرانی ابراهیم این بود که می ترسید برادر زاده اش لوط نیز از خشم الهی در امان نماند و او هم بر اثر عذاب پروردگار نابود شود
اما فرشتگان که از نیت ابراهیم آکاه بودند به وی گفتند ای ابراهیم هراسی به دل راه نده کهما لوط را از عذاب الهی نجات خواهیم داد و خانواده اش را نیز رهایی می دهیم مگر همسرش ره که از بدکاران است و می بایست در آتش الهی نابود گردد
در قران کریم امده است ابراهیم گفت شما که می گویید اهالی سدوم ظالم هستند
به همین جهت می بایست نابود شوند اما لوط دربین ایشان زندگی می کرد و می دانید ه او بیگناه است آیا اورا هم نابود می کنید
فرشتگان گفتند ما از نیت افراد آگاه هستیم و لوط و خانواده اش را از عذاب نجات خواهیم داد مگر زن او را که در عذاب پروردگار گرفتار خواهیم کرد و به همراه قوم لوط از بین خواهیم برد
پیام آوران عذاب
فرشتگان بعد از اینکه ابراهیم نبی را بشارت فرزند دادند به سوی شهر سدوم به راه افتادند تا لوط پیامبر را ملاقات کنند
آنها ره صورت جوانان زیبارویی نیکو منظری در آمدند وبه شهر سدوم وارد شدند
در این هنگام دخترکی را مشاهدهنمودند که از چاه سطل آبی را بیرون می اورد
از او خواستند تا منزل لوط را به ایشان نشان دهد غافل از اینکه آن دختر دختر لوط پیامبر است دختر لوط پیامبر با مشاهده جوانان زیباروی متوحش شد او می دانست اگر اهالی سدوم آنها را بیابند به ایشان رحم نمی کنند
به همین جهت با ترس و وحشت فراوان ایشان را به منزل لوط که در حقیقت منزل خودش بود راهنمایی کرد
اما از ترس اینکه قوم لوط انهارا مورد تعرض و تجاوز قرار دهند ایشان را در جایی مخفی کرد و بهنزد پدرش رفتو ماجرا را برای او تعریف کرد
لوط پیامبر تصمیم گرفت تا آنها را شبانه به منزلش بیاورد شایددر تاریکی شب قو م لوط آنها را نبینند
به همین جهت شب هنگام فرشتگانرا بهمنزل خود فرود آورد و از آنها پذیرایی کرد
در قرآن کریم آمده است
زمانیکه فرشتگان اعزامی مانزد لوط پیامبر امدند لوط آنهارا انسان پنداشت به همین جهت پریشان حال گردید و ترسید مبادا قوم لوط آنها را دیده باشند و با آنها به عمل قبیح لواط مشغول شوند
به همین جهت لوط پیامبر اندوهگین و دلتنگ شد و برای جلوگیری از اقدام خبیثانه قوم لوط تدبیری نیافت
در این هنگا م قوم لوط خبردار شدند وبه سوی خانه او آمدند و به این ترتیب امید لوط از هر طرف قطع گردید
همین که فرشتگا ن حال پریشان لوط را دیدند به او گفتند ای لوط اندوهگین مباش و دلتنگی به خود راه مده
ما فرستاده خداوند هستیم و می خواستیم تو و کسانت را از عذاب الهی نجات بخشیم و خانواده ات را خلاصی دهیم مگر زن ترا که باید در میان اهل عذاب بماند و از هلاک شوندگان شود
پیک ساره
در داستان قوم لوط آورده اند که روزی ساره همسر ابراهیم نبی که می خواست از احوال برادرش آگاهشود کسی را نزد لوط فرستاد
فرستاده ساره بعد از سفر طولانی به شهر سدوم رسید و برای اینکه کمی استراحتکند درمیدان شهر بر روی زمین درازکشید و به خواب عمیقی فرو رفت
در این هنگام مردی که از آنجا عبور می کرد سنگی را برداشت و محکم بر سر آن مرد زد به طوری که سر او شکست
فرستاده ساره در حالیکه خون از سرش می ریخت گریبان او را گرفت و با او گلاویز شدامامرد مهاجم در حالیکه او را دشنام می داد به او می گفت
ای مرد غریبه خونهای بدنت افزون شده بود من مازاد آنرا خارج کردم به همین جهت باید دستمزد مرا بدهی
فرستاده ساره از کلام و عمل مرد سدومی تعجبکرد و او را نزد قاضی برد جالب این است که قاضی شهر سدوم نیز حق را به جانب مرد مهاجم کرد و فرستاده ساره را محکوم به پرداخت جریمه نمود
عذاب الهی
هنگامی که فرشتگان در منزل لوط پیامبر بودند به علت تاریکی شب کسی آنها را مشاهده نکرد ولی هنگامیکه ایشانبه خانه پیامبر رسیدند همسرش آنها را دید
او که بت پرست بود و از بدکاران قوم لوط بود مردم سدوم را خبردار کرد و آنها را به سوی خانه لوط سرازیر شدند و آنجا را محاصره نمودند
لوط پیامبر هنگامیکه دریافت بدکاران قومش خانه را محاصره کرده اند ایشان را مخاطب قرار داد و گفت
ایمردم سدوم ازکارهای ناشایست خود دست بردارید وبه میهمانانمن که فرشتگا ن الهی هستندکاری نداشته باشید اگر از مزاحمت فرشتکا ن خداوند دست بردارید حاضرم دخترانم را به عقد شما در بیاورم
قوم لوط به او گفتند توخودمی دانی که ما با زنان و دختران کاری نیست و اکنون که شنیده ایم پسران زیبارویی در خانه تو هستند که آنهارا برای خود می خواهی از اینجا نمی رویم تا ایشان را به ما تحویل دهی
لوط به ایشان گفت
ای مردما ن ناسپاس خدانشناس دست از گفتار و کردار ابلهانه و احمقانه خود بردارید و مهمانان مرا آزار ندهید بدانیدکه عذاب الهی نزدیک است و بزودی شما را نابود خواهد کرد
فرشتگان لوط را مخاطب قرار دادند و به او گفتند ای لوط بیهوده خود را ناراحت نکن و عذابمده چون که قوم تو اصلاح پذیر نیستند و به همین جهت هنگام سحر با خانواده ات شهر را ترک کن ولی مراقب باش هر اتفاقی که افتاد پشت سرت را نگاه نکنی که گرفتار غضب الهی خواهی شد
صبحگاهان لوط پیامبر به همراه خانواده اش شهر را ترک کرد و به سوی سرزمین های دور به راه افتادند در این هنگام عذاب الهی بر سدوم فرود آمد
سنگهای بزرگ و آتشین از آسمان بر آنها به باریدن گرفت و آن شهر پر فسادو فتنه را نابودکرد خانواده لوط از خطر جستند فقط همسرش که از بدکاران بود به پشت سر خویش نگاه کرد و گرفتار عذاب الهی شد و نابود گردید
داستان لوط در تورات
درتورات آورده اندکه لوط پسر هارون و برادر زاده ابراهیم نبی بوده او با عمویش ابراهیم بیرون آمد و به کنعان و مصر مسافرت نمود
پس از بازگشت ازمصر بین او و ابراهیم بر سر چراهگاه اختلاف افتاد و گله بانان آن دو با یکدیگر به نزاع پرداختند
به همین جهت لوط از ابراهیم جداشد ولی چندی بعد اسیر اعراب گردید ولی ابراهیم او را نجات داد هنگامی که مردم شهر سدوم گمراه شدند پروردگار لوط را برای هدایت آنها انتخاب کرد
ولی نصایح وی سودمند واقع نشد به همین جهت پروردگار فرشتگان خودرا برای عذاب اهالی سدوم فرستادند
فرشتگان ابتداب ه نزد ابراهیم و سپس به خانه لو ط رفتند زن لوط مردم سدوم را آکاه کرد و آنها فرشتگان را از وی خواستند تا با ایشان لواط نمایند
ولی عذاب الهی برایشان فرود آمد ولی خاندان لوط از شهر خارج شدند و به سفارش فرشتگان به پشت سر خویش ننگریستند
فقط همسر لوط به پشت سر خویش نگاه کرد و مبدل به مجسمه ای نمک گردید لوط و دخترانش ره کوه موآب پناهنده شدند
گرچه در تورات از لوط نام برده شد است ولی همچون قران کریم او را پیامبر الهی نمی دانند
داستا ن همسر لوط
یکی از عللی را که مفسرا ن برای خیانت همسر لوط اورده اند انست که وی از جمله خطاکاران بود و هنگامی که فرشتگا ن به مهمانی آنها آمدند او به بهانه گرفتن نمک از همسایگانش به منزل آنها رفت و خبر ورود آنها را داد
به همین جهت همسر لوط به مجسمه ای نمکین تبدیل شد البته بعضی هم او را متهم به این نمودند که با فروختن مشعل هایی مردم سدوم را باخبر ساخته است
معنی لوط یا لوت
به هر حال بعد از اینکه قوم لو ط یامردم شهر سدوم از طریق نامشروع امیال جنسی خودرا فرو مس نشاندند این حرکت در مشرق زمین رواج یافت و کلماتی از قبیل لوطی لواط کار الوات و لوط بر سر زبانها افتاد
لوط در زبان عبری به معنی پوشش است ولی لوت در زبان فارسی به معنی برهنه و لخت و عور می باشد گاهی به معنی خنثی و امرد نیز آمده است
صحراهای مرکزی ایران راکه فاقد پوشش گیاهی است لوت نامیده اند در تاریخ اشکانیان که ازناحیهخراسان یعنی مرز کویر لوت برخاسته اند را با قوم لوط یکی دانسته اند
ولی این مساله یک اشتباه فاحش است چونکه تورات قبل از اشکانیان بوده است علاوه بر این فساد در بین آنها رواج نداشته و این عمل زشت گویا از مدیترانه به سایر نقاط جهان سرایت نموده است
عذاب لوط یا بمب اتم
به نظر میرسد که عذاب الهی بر سر قوم لوط ناگهان و آن به گونه ای بود کهامروزه می توان آنرا به بمباراناتمی شهر های هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا تشبیه نمود که حتی بینندگان آن انفجار ها را دچار نابینایی نموده است
شایدهم نتیجه اشعال چیزی مانند گازهای فشرده امروزی بوده است البته این نکته را نیز می توان از نظر دور داشت که ممکن است این بلایا به صورت آتشفشان نیز نمودار شده باشد
قوم لوط از دیدگاه میبدی صاحب کشف الاسرار
جبرئیل و یارانش به سورت جوانانی زیبارویی به سوی قوم لوط رفتند چون به آنجا رسیدند لوط را دیدند که کشاورزی می کرد وی ایشان را نگریست و جوانان نیکورویی سیاه چشم خوشبویی را مشاهده کرد و گمان نمود به مهمانی او آمده اند به همین جهت دلتنگ و اندوهگین شد و چونکه می دانست قوم لوط از بدکاران و جوانان زیبار و را می طلبند
لوط به آنها گفت شما که باشید گفتند ما مهمانیم از برای تو ای لوط با آنها حرت کرد تا به خانه روند ایشان را مهمانی کرد به راه چون می امدند لوط ایشان را گفت از وضع مردم این شهر خبری به شما رسیده است ؟کفتند مگر وضع آنها چکونه است ؟گفت اینهامردمانی بدکاره هستند رفتند تا وارد خانه شدند و کسی خبر نداشت از حال ایشان مگر زن لوط آن زن از خانه خارج شد و قوم لوط را گفت که جمعی به مهمانی انها امده اند که من این ایشان نیکو روتر ندیده ام
قوم لوط چون این خبر را شنیدند به شتاب به سوی خانه او امدند تا از آن جوانان استفاده نامشروع کنند لوط با نگرانی نزد آنها رفت و گفت من دخترانی دار م که حاضرم آنها را به ازدواج شما در آورم اگر از این کار ناشایست سرباز زنید
اما قوم لوط به او گفتند ما آنها را نمی خواهیم بلکه کار ما با مهمانان تو می باشد سپس به خانه او حمله ور شدند و از دیوارها بالا رفتند
لوط در ناراحتی ونگرانی شدیدی بود جبرئیل علت ان را پرسید و چون سبب نگرانی انها را شنید گفت نترس که ما فرشتگان خداییم و عذاب را برای این قوم اورده ایم تو از میان ایشان بیرون شو که عذاب نزدیک است
عذابی سخت برایشان نازل شد سنگ بر آنها بارید و حتی بر سر مسافران ان قوم که در وقت عذاب در غربت بودند در همان جا که بودند سنگ بارید و هلاک شدند.
با عرض سلام و خسته نباشید من محمد شعبانی هستم از این که از وبلاگ من بازدید کردید متشکرم.لطفا نظر خود را در مورد وبلاگ بنویسید و در ارسال به خبرنامه که در آخر وبلاگ است عضو این وبلاگ شوید. و از آخرین نوشته ها و مطالب وبلاگ آشنا شوید.